نه مهلت که پیراهنِ تو ببویم
نه مهلت که پیراهنِ تو ببویم
نه فرصت که در ماتم تو بِگِریم حسین من
خدا حافظ ای جوانیِ زینب
سلام ای قدِّ کمانی زینب
خدا را از این غم چه چاره کنم
حسین، وای وای
برادر جان بی تو در دل صحرا
شده تنها خواهرت گل زهرا حسین من
تنت بی سر مانده در دل صحرا
سرت گشته روی نیزهی اَعدا حسین من
خدا حافظ ای برادر زینب
سلام ای قدِّ کمانی زینب
خدا را از این غم چه چاره کنم
حسین، وای وای
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 22:43 توسط ایمان
|