سلام ای ضامن آهوی صحرا
سلام ای ضامن آهوی صحرا
سلام ای مامن دل های خسته
سلام ای بی نهایت مهربان تر
سلام ای مرهم قلب شکسته
سلام ای شه هر لحظه کنارت
هزاران بی نوا چون من نشسته
دلم تنگ است آقا یک نگاهی
نگاهی بر غریبی گاه گاهی
سلام ای ضامن آهوی صحرا
سلام ای مامن دل های خسته
سلام ای بی نهایت مهربان تر
سلام ای مرهم قلب شکسته
سلام ای شه هر لحظه کنارت
هزاران بی نوا چون من نشسته
دلم تنگ است آقا یک نگاهی
نگاهی بر غریبی گاه گاهی
می رسد دائما عطا از تو
ابتلا از من و دوا از تو
شب میلاد در حرم دیدیم
دم به دم می رسد شفا از تو
یک سلام از حریم قم با من
سفر مشهد الرضا از تو
هر چه برکت رسیده بر دل ما
یا که از قم رسیده یا از تو
و دو رکعت نماز بالا سر
از من و، رحمت و رضا از تو
ای کرامت نمی ز بارانت
می رسد رزق کربلا از تو
کاش درد مرا دوا بدهی
عیدی ام را تو کربلا بدهی
جان ایران ماست معصومه
قلب ایران ما امام رضاست
قول داده به داد ما برسد
مرگ آسان ما امام رضاست
کاش آن لحظه ها رضا برسد
وقت مردن به داد ما برسد
بندگی بی بلا نمی چسبد
عاشقی بی خدا نمی چسبد
نیمه شب بی دعا و ذکر و نماز
نیمه شب بی بکا نمی چسبد
به همان مهربانی اش، به خدا
زندگی بی رضا نمی چسبد
این شلوغی خودش صفا دارد
حرمش بی گدا نمی چسبد
یاد داده خودش به ابن شبیب
گریه بی کربلا نمی چسبد
روزی ام کن بلا کشیدن را
با رضا تا خدا رسیدن را
تو کریمِ کریم ها هستی
شاه ما از قدیم ها هستی
نه به فکر کبوتران تنها
یاد این یا کریم ها هستی
تو امام الرئوف دنیایی
تو امام رحیم ها هستی
راه دادی به راه گم کرده
تو به فکر رجیم ها هستی
ما یتیمان آل طاهائیم
تو که یار یتیم ها هستی
دست ما را بگیر آقا جان
تو کریمِ کریم ها هستی
ما نداریم غیر این درگاه
بارها داده ای تو بر ما راه
در جوار شما چه غم داریم
دین و دنیا کنار هم داریم
ما کنار تو دلخوشیم آقا
با تو ای مهربان چه کم داریم؟
لذتی از بهشت بالاتر
حس و حالی که در حرم داریم
سر این سفره میهمان توایم
بابی از برکت و کرم داریم
سمت باب الجواد می آییم
قدی از احترام خم داریم
پدر و مادرم فدای شما
ای امامم، سرم فدای شما
وحید محمدی
یا امام رضا سلام؛ تویی سایه ی سرم تویی کس بی کسیام…
یا امام رضا سلام؛ غیر تو کدوم رفیق سنگ تموم گذاشت برام…
من گدای مشهدم؛ مثل اون کبوترم که در طواف گنبدم!
من گدای مشهدم؛ همیشه با دست پر از در خونت اومدم…
به فدای کرمت زنده میشه روح من؛ وقتی میام تو حرمت…
به فدای کرمت تو مسیح و منم؛ همیشه محتاج دمت!
تویی عشق بچگیم میبینم؛ میبینم مهربونی همیشه تو زندگیم
تویی عشق بچگیم؛ همه میدونن امام رضایی بودم از قدیم!
یا امام رضا سلام… یا امام رضا سلام… یا امام رضا سلام…
محمد حسین پویانفر
امام رضا قربون کبوترات؛ یه نگاهی هم بکن به زیر پات
من اومدم پیشِ تو زانو زدم…
خودمم خوب میدونم چقدر بدم!
خبر دارم از همه دل می بری…
دل های شکسته رو خوب میخری…
قرارمی صاحب اختیارمی؛ واسه من همین بسه کنارمی
میخوام بگم که تویی پناهِ من
کرمت بیشتره از گناه من…
بذار تا یک دلِ سیر نگاهت کنم؛ اومدم از ته دل صدات کنم
لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً
در این ماه با ذریه پیامبر قتال کردند و زنان ایشان را اسیر نمودند و اموالشان را به غارت بردند پس خدا این ها را هرگز نیامرزد.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ
اى ابنشبيب! اگر ميخواهى گريه كنى، بر حسين بن على ابن ابیطالب گريه كن؛ زيرا او را همچون گوسفند ذبح كردند و هجده نفر از بستگانش به همراهش شهيد شدند كه در روى زمين نظير نداشتند.
وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَلَمْ يُؤْذَنْ لَهُمْ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ
آسمانهاى هفتگانه و زمينها بهخاطر شهادتش گريستند، و چهار هزار فرشته براى يارى او به زمين آمدند، ولى تقدير الهى نبود، و آنها تا قيام قائم(ع) در نزد قبرش با حال نزار و ژوليده باقى هستند و از ياوران قائماند هستند و شعارشان «يا لثارات الحسين» است.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ جَدِّيَ الْحُسَيْنُ أَمْطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ
اى ابنشبيب! پدرم از پدرش و او از جدّ به من خبر داد كه وقتى جدّم حسين شهيد شد، از آسمان خون و خاک سرخ باريد.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً
اى ابنشبيب! اگر بهگونهاى بر حسين گريه كنى كه اشکهايت بر گونههايت جارى شود، خداوند هر گناهى كه مرتكب شده باشى -چه كوچک و چه بزرگ، چه كم و چه زياد- خواهد بخشيد.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ
اى ابنشبيب! اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زيارت حسین برو.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ
اى ابنشبيب! اگر دوست دارى با پیامبر در غرفههاى بهشت همراه باشى، قاتلان حسين را لعنت كن.
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ يَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ فَقُلْ مَتَى ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً
اى ابنشبيب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب کسانى داشته باشی که همراه حسين بن على شهيد شدند، هر گاه به ياد او افتادى بگو: «اى كاش با آنان میبودم و به فوز عظيم میرسیدم».
يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
اى ابنشبيب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگين و در خوشحالى ما خوشحال باش، و بر تو باد به ولايت ما؛ زيرا اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن سنگ محشور خواهد كرد.
دوست دارم نگات کنم تو هم من و نگاه کنی
من تو رو صدا کنم تو هم منو صدا کنی
قربون صفات برم از راه دوری اومدم
جای دوری نمیره اگه به من نگاه کنی
دل من زندونیه تویی که تنها میتونی
قفس و وا کنی و پرنده رو رها کنی
می شه کنج حرمت گوشه قلب من باشه
می شه قلب من و مثل گنبد طلا کنی
تو غریبی و منم غریبم اما چی می شه
این دل غریبه رو با دلت آشنا کنی
دوست دارم تو ایون آینه ات از صبح تا غروب
من با تو صفا کنم تو هم منو دعا کنی
دلمو گره زدم به پنجرت دارم می رم
دوست دارم تا من میام زود گره ها رو وا کنی
دوست دارم که از حالا تا صبح محشر همیشه
من رضا رضا بگم تو هم منو صدا کنی
حسرت زیارت جد تو مونده بر دلم
چی می شه اگه منو راهی کربلا کنی
یا علی موس الرضا می شه به من نگاه کنی
اونقدر رضا می گم تا دردمو دوا کنی