فَقامَ ناعيكَ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّكَ الرَّسُولِ

فَقامَ ناعيكَ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّكَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَنَعاكَ إِلَيْهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ،

پس، خبردهندۀ شهادت تو نزد قبر جدّ تو رسول خدا - درود خدا بر او و آل او باد - ايستاد، و با اشكِ ريزان خبر شهادت تو را به پيامبر داد؛

قائِلاً يا رَسُولَ اللَّهِ قُتِلَ سِبْطُكَ وَفَتاكَ، وَاسْتُبيحَ أَهْلُكَ وَحِماكَ،

در حالى كه مى‏ گفت: اى رسول خدا؛ نوه و جوان تو كشته شد، و حُرمت اهل بيت تو شكسته و مباح شمرده شد؛

وَسُبِيَتْ بَعْدَكَ ذَراريكَ، وَوَقَعَ الْمَحْذُورُ بِعِتْرَتِكَ وَذَويكَ.

و فرزندان و ذريّه تو را بعد تو اسير كردند، و خانواده و اطرافيانت در گرفتارى افتادند.

فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ، وَبَكى قَلْبُهُ الْمَهُولُ، وَعَزَّاهُ بِكَ الْمَلائِكَةُ وَالْأَنْبِياءُ،

پس، پيامبر آشفته گرديد، و قلب وحشت ‏زده‏ اش گريست؛ و به خاطر تو فرشتگان و پيامبران بر او تسليت گفتند؛

وَفُجِعَتْ بِكَ اُمُّكَ الزَّهْراءُ، وَاخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبينَ، تُعَزّي أَباكَ أَميرَالْمُؤْمِنينَ،

و به خاطر تو مادرت زهرا سوگوار و مصيبت‏ زده شد؛ و لشكريان فرشتگان مقرّب الهى براى تسليت گفتن به پدرت امير مؤمنان آمد و شد كردند،

وَاُقيمَتْ لَكَ الْمَاتِمُ فِي أَعْلا عِلِّيّينَ، وَلَطَمَتْ عَلَيْكَ الْحُورُ الْعينُ،

و در اعلى عليّين براى تو ماتم برپا شد، و به خاطر تو حور العين سيلى بر صورت خود زدند،

وَبَكَتِ السَّماءُ وَسُكَّانُها، وَالْجِنانُ وَخُزَّانُها، وَالْهِضابُ وَأَقْطارُها، وَالْبِحارُ وَحيتانُها،

و آسمان و ساكنان آن، و بهشت و خزانه‏ داران آن، و كوه ‏ها و دامنه‏ هايشان، و دريا و ماهيانش،

وَالْجِنانُ وَوِلْدانُها، وَالْبَيْتُ وَالْمَقامُ، وَالْمَشْعَرُ الْحَرامُ، وَالْحِلُّ وَالْأَحْرامُ.

و بهشت و پسران آن، و خانۀ خدا، و مقام، و مشعرالحرام و خارج خانه خدا و اطراف آن، همه گريه كردند.

أَللَّهُمَّ فَبِحُرْمَةِ هذَا الْمَكانِ الْمُنيفِ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

خدايا؛ پس، به خاطر حرمت و احترام اين مكان شريف، بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛

وَاحْشُرْني في زُمرَتِهِمْ، وَأَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ بِشَفاعَتِهِمْ.

و مرا در زمرۀ آنان محشور فرما، و مرا به شفاعت آنان داخل بهشت نما.

وَقاتَلُوكَ بِكَيْدِهِمْ وَشَرِّهِمْ

وَقاتَلُوكَ بِكَيْدِهِمْ وَشَرِّهِمْ، وَأَمَرَ اللَّعينُ جُنُودَهُ، فَمَنَعُوكَ الْماءَ وَوُرُودَهُ،

و با مكر و شرّشان به جنگ با تو پرداختند؛ و آن شخص ملعون به لشكريانش دستور داد، پس تو را از آب و وارد شدن به آن باز داشتند،

وَناجَزُوكَ الْقِتالَ، وَعاجَلُوكَ النِّزالَ، وَرَشَقُوكَ بِالسِّهامِ وَالنِّبالِ،

و به مبارزه با تو پرداخته و در اين امر شتافتند، و تيرها و سنگ ‏ها را به تو پرتاب كردند،

وَبَسَطُوا إِلَيْكَ أَكُفَّ الْإِصْطِلامِ، وَلَمْ يَرْعَوْا لَكَ ذِماماً،

و دست ‏هاى ويرانگر خود را به سوى تو گشودند، و حقّ تو را مراعات نكردند،

وَلا راقَبُوا فيكَ آثاماً، في قَتْلِهِمْ أَوْلِياءَكَ، وَنَهْبِهِمْ رِحالَكَ،

و در كشتن عزيزان تو و غارت زاد و توشه تو هيچ ترسى از جزاى گناه خويش به خود راه ندادند؛

وَأَنْتَ مُقَدَّمٌ فِي الْهَبَواتِ، وَمُحْتَمِلٌ لِلْأَذِيَّاتِ، قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلائِكَةُ السَّماواتِ.

و تو در ميان گرد و غبار ميدان به پيش مى‏ تاختى، و آزار و اذيّت‏ها را تحمّل مى‏ كردى، كه به راستى فرشتگان آسمان از صبر تو درشگفت آمدند .

فَأَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ الْجَهاتِ، وَأَثْخَنُوكَ بِالْجِراحِ، وَحالُوا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الرَّواحِ،

پس آنان (دشمنان)از هر سو، اطراف تو را گرفتند؛ و زخم‏ هاى عميقى بر تو وارد كردند و ميان تو و بين راحتى و نجات فاصله انداختند (يعنى نگذاشتند كار به شبانگاه برسد)،

وَلَمْ يَبْقَ لَكَ ناصِرٌ، وَأَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَأَوْلادِكَ،

و تو را هيچ ياورى باقى نمانده بود، و تو كار را به حساب خدا واگذار كرده و صبر نمودى، و از زنان و اولادت دفاع مى‏ كردى.

حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَريحاً،

تا آن كه تو را از اسب سرنگون ساختند، و با بدنى مجروح بر زمين افتادى؛

تَطَؤُكَ الْخُيُولُ بِحَوافِرِها، وَتَعْلُوكَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها.

اسب‏ ها با سم ‏هايشان تو را لگدكوب كردند و طغيان‏گران تو را با شمشيرهايشان ضربه مى ‏زدند.

قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبينُكَ، وَاخْتَلَفَتْ بِالْإِنْقِباضِ وَالْإِنْبِساطِ شِمالُكَ وَيَمينُكَ،

عرق مرگ بر پيشانيت نشست. و راست و چپ بدن مباركت را با جمع كردن و گشودن جابجا مى‏ كردى.

تُديرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلى رَحْلِكَ وَبَيْتِكَ، وَقَدْ شَغَلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَأَهاليكَ،

و با گوشه چشم به خيام و حرمت نگاه مى‏ كردى، و مصيبتى كه بر تو وارد مى‏ شد تو را از فرزندان و اهل بيتت به خود مشغول ساخته بود،

وَأَسْرَعَ فَرَسُكَ شارِداً، إِلى خِيامِكَ قاصِداً، مُحَمْحِماً باكِياً،

و اسب تو شيون‏ كُنان و گريه‏ كنان با سرعت به سوى حرمت آمد،

فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّساءُ جَوادَكَ مَخْزِيّاً، وَنَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً،

هنگامى كه زنان اسبت را شرمسار ديدند و به زين واژگونش نظر افكندند،

بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ، لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِراتٍ،

از خيمه‏ ها بيرون آمدند، موهاى‏شان را بر چهره‏ هاى‏ شان پريشان كرده، بر چهره‏ هاى بدون نقاب‏شان سيلى مى‏ زدند، و با صداى بلند ناله مى‏ زدند

وَبِالْعَويلِ داعِياتٍ، وَبَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلاتٍ، وَ إِلى مَصْرَعِكَ مُبادِراتٍ.

و تو را مى‏ خواندند، و آنان بعد از عزّت ذليل شده بودند، و به سوى قتلگاه تو شتافتند.

وَالشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ، وَمُولِغٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِكَ،

در حالى كه شمر (لعنة اللَّه عليه) بر روى سينه‏ ات نشسته بود و شمشيرش را بر گودى زير گلوى تو فرو برده

قابِضٌ عَلى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ، ذابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ، قَدْ سَكَنَتْ حَواسُّكَ،

و محاسنت را به دست گرفته بود، سرت را با شمشير تيز خود مى‏ بريد؛ در آن حالت حواسّت از حركت ايستاد،

وَخَفِيَتْ أَنْفاسُكَ، وَرُفِعَ عَلَى الْقَناةِ رَأْسُكَ، وَسُبِىَ أَهْلُكَ كَالْعَبيدِ،

و نفس‏ هايت پنهان شد، و سرت بر بالاى نيزه بلند شد، و اهل بيت تو مانند بندگان و بردگان اسير شدند،

وَصُفِّدُوا فِي الْحَديدِ، فَوْقَ أَقْتابِ الْمَطِيَّاتِ، تَلْفَحُ وَجُوهَهُمْ حَرُّ الْهاجِراتِ،

و در غل و زنجير به بند كشيده شدند. در فراز جهاز شتران، چهره‏ هاى‏ شان را گرماى شديد مى‏ سوزاند،

يُساقُونَ فِي الْبَراري وَالْفَلَواتِ، أَيْديهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الْأَعْناقِ، يُطافُ بِهِمْ فِي الْأَسْواقِ.

و در بيابان‏ ها و دشت‏ ها پيش برده مى‏ شدند؛ دست‏هاى‏ شان به گردن ‏هاى‏ شان آويخته و بسته بود، و آن‏ها را دور بازارها مى‏ چرخاندند .

فَالْوَيْلُ لِلْعُصاةِ الْفُسَّاقِ، لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِكَ الْإِسْلامَ، وَعَطَّلُوا الصَّلاةَ وَالصِّيامَ،

پس، واى بر آن گناه‏كاران فاسق كه به راستى با كشتن تو اسلام را كشتند، و نماز و روزه را رها كردند،

وَنَقَضُوا السُّنَنَ وَالْأَحْكامَ، وَهَدَمُوا قَواعِدَ الْإيمانِ،

و سنّت‏ ها و احكام را شكستند، و ستون ‏هاى دين و ايمان را منهدم كردند،

وَحَرَّفُوا آياتِ الْقُرْآنِ، وَهَمْلَجُوا فِي الْبَغْيِ وَالْعُدْوانِ.

و آيات الهى قرآن را تحريف نمودند، و در دشمنى و ظلم و ستم پيش تاختند .

لَقَدْ أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَوْتُوراً،

آن گاه كه تو را شهيد كردند به راستى رسول خدا - كه درود خدا بر او و آل او باد - خون‏خواه تو شد،

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ، وَعاقَني عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ،

پس اگر روزگار مرا از زمان تو دور داشته، و مقدّرات مرا از ياريت باز داشت،

وَلَمْ أَكُنْ لِمَنْ حارَبَكَ مُحارِباً، وَلِمَنْ نَصَبَ لَكَ الْعَداوَةَ مُناصِباً،

و نبودم كه با جنگجويانى كه به جنگ تو آمدند بجنگم، و با دشمنانت بستيزم؛

فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَباحاً وَمَساءً، وَلَأَبْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَيْكَ،

ليكن، هر صبح و شام بر تو ناله و زارى و شيون مى‏ كنم، و به جاى اشك، برايت خون مى‏ گريم؛ از حسرتى كه بر تو مى‏ خورم،

وَتَأَسُّفاً عَلى ما دَهاكَ، وَتَلَهُّفاً حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ، وَغُصَّةِ الْإِكْتِيابِ.

و تأسّفى كه بر رنج تو دارم و در سوز و گداز مى‏ مانم تا زمانى كه از اين مصيبت و غصّه و اندوه بميرم.

اَلسَّلامُ عَلَى الشَّيْبِ الخَضيبِ

اَلسَّلامُ عَلَى الشَّيْبِ الخَضيبِ، اَلسَّلامُ عَلَى الخَدِّ التَّريبِ،

سلام بر محاسن با خون خضاب شده، سلام بر آن گونه و رخسار خاك‏ آلوده،

اَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّليبِ، اَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضيبِ،

سلام بر آن بدنى كه لباس‏هايش به تاراج رفته، سلام بر آن دندان مباركى كه با چوب (خيزران) كوبيده شد،

اَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْأَجْسامِ الْعارِيَةِ فِي الْفَلَواتِ،

سلام بر آن سرى كه بر بالاى نيزه رفت، سلام بر بدن ‏هايى كه عریان روی خاکهای بيابان ‏ها افتاده بودند،

تَنْهَشُهَا الذِّئابُ الْعادِياتُ، وَتَخْتَلِفُ إِلَيْهَا السِّباعُ الضَّارِياتُ.

گرگ‏ هاى متجاوز آن‏ها را دريدند و درندگان وحشى پيرامون‏شان رفت و آمد مى‏ كردند.

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ وَعَلَى الْمَلائِكَةِ الْمَرْفُوفينَ حَوْلَ قُبَّتِكَ،

سلام بر تو اى مولاى من؛ و بر فرشتگانى كه گرداگرد گنبد شريفت بال گشوده‏ اند؛

متن کامل زیارت ناحیه

اَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّماءِ،

اَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّماءِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوكِ الْخِباءِ،

سلام بر كسى كه در خونش غلتيد، سلام بر كسى كه خيمه‏ گاهش هتك حرمت شد،

اَلسَّلامُ عَلى خامِسِ أَصْحابِ أَهْلِ الْكِساءِ، اَلسَّلامُ عَلى غَريبِ الْغُرَباءِ،

سلام بر پنجمين نفر از اصحاب كسا؛ سلام بر غريب غريبان،

اَلسَّلامُ عَلى شَهيدِ الشُّهَداءِ، اَلسَّلامُ عَلى قَتيلِ الْأَدْعِياءِ، اَلسَّلامُ عَلى ساكِنِ كَرْبَلاءَ،

سلام بر شهيد شهيدان، سلام بر كشته شده به دست حرام‏زادگان؛ سلام بر ساكن كربلا؛

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَكَتْهُ مَلائِكَةُ السَّماءِ، اَلسَّلامُ عَلى مَنْ ذُرِّيَّتُهُ الْأَزْكِياءُ.

سلام بر كسى كه فرشتگان آسمان بر او گريستند؛ سلام بر كسى كه فرزندانش پاك‏ترين و ناب‏ترين انسان‏ها بودند.

اَلسَّلامُ عَلى يَعْسُوبِ الدّينِ، اَلسَّلامُ عَلى مَنازِلِ الْبَراهينِ،

سلام بر پادشاه دين؛ سلام بر منزلگاه‏ هاى دلايل روشن الهى،

اَلسَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ السَّاداتِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْجُيُوبِ الْمُضَرَّجاتِ،

سلام بر امامان والا و شرافتمند؛ سلام بر گريبان‏هاى خون آلوده؛

اَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذَّابِلاتِ، اَلسَّلامُ عَلَى النُّفُوسِ الْمُصْطَلَماتِ،

سلام بر لب ‏هاى خشكيده، سلام بر جان‏ه اى بلا ديده؛

اَلسَّلامُ عَلَى الْأَرْواحِ الْمُخْتَلَساتِ.

سلام بر روح ‏هاى از بدن رها شده.

اَلسَّلامُ عَلَى الْأَجْسادِ الْعارِياتِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْجُسُومِ الشَّاحِباتِ،

سلام بر پيكرهاى عريان شده، سلام بر جسم ‏هاى رنگ پريده،

اَلسَّلامُ عَلَى الدِّماءِ السَّائِلاتِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْأَعْضاءِ الْمُقَطَّعاتِ،

سلام بر خون‏ هاى جارى شده، سلام بر عضوهاى قطعه قطعه شده،

اَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ، اَلسَّلامُ عَلَى النِّسْوَةِ الْبارِزاتِ.

سلام بر سرهاى به نيزه رفته، سلام بر زنانى كه نمودار گشته (از خيمه بيرون آمده).

اَلسَّلامُ عَلى حُجَّةِ رَبِّ الْعالَمينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى آبائِكَ الطَّاهِرينَ،

سلام بر حجّت پروردگار جهانيان؛ سلام بر تو (اى حسين) و بر پدران پاكت؛

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى أَبْنائِكَ الْمُسْتَشْهَدينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلى ذُرِّيَّتِكَ النَّاصِرينَ،

سلام بر تو و بر فرزندان شهادت‏ طلبت، سلام بر تو و بر نسل يارى كننده‏ ات،

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْمَلائِكَةِ الْمُضاجِعينَ، اَلسَّلامُ عَلَى الْقَتيلِ الْمَظْلُومِ،

سلام بر تو و بر فرشتگان كنار آرامگاهت، سلام بر كشتۀ ستمديده،

اَلسَّلامُ عَلى أَخيهِ الْمَسْمُومِ، اَلسَّلامُ عَلى عَلِيٍّ الْكَبيرِ، اَلسَّلامُ عَلَى الرَّضيعِ الصَّغير.

سلام بر برادر مسمومش (امام حسن علیه السلام)، سلام بر على بزرگ (على اكبر علیه السلام )، سلام بر آن شير خوار كوچك.

اَلسَّلامُ عَلَى الْأَبْدانِ السَّليبَةِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْعِتْرَةِ الْقَريبَةِ (الْغَريبَةِ)،

سلام بر بدن‏ هايى كه (جامه‏ هاى آنان) به تاراج رفته؛ سلام بر خاندان نزديك به پيامبر،

اَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَدَّلينَ فِي الْفَلَواتِ، اَلسَّلامُ عَلَى النَّازِحينَ عَنِ الْأَوْطانِ،

سلام بر روى زمين افتادگان در بيابان‏ ها؛ سلام بر دورشدگان از سرزمين خويش،

اَلسَّلامُ عَلَى الْمَدْفُونينَ بِلا أَكْفانٍ.

سلام بر خاك سپرده‏ شدگان بى‏ كفن.

اَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الْأَبْدانِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمُحْتَسِبِ الصَّابِرِ،

سلام بر سرهاى جدا شده از بدن‏ ها؛ سلام بر كسى كه مصائبش را به حساب خدا گذارد و شكيبا بود؛

اَلسَّلامُ عَلَى الْمَظْلُومِ بِلا ناصِرٍ، اَلسَّلامُ عَلَى ساكِنِ التُّرْبَةِ الزَّاكِيَةِ،

سلام بر ستمديده بى‏ ياور؛ سلام بر كسى كه در خاك پاك سكونت گزيد؛

اَلسَّلامُ عَلى صاحِبِ الْقُبَّةِ السَّامِيَةِ.

سلام بر صاحب گنبدى بلندمرتبه.

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ طَهَّرَهُ الْجَليلُ، اَلسَّلامُ عَلى مَنِ افْتَخَرَ بِهِ جَبْرَئيلُ،

سلام بر كسى كه خداى بزرگ، او را پاك نمود؛ سلام بر كسى كه جبرئيل به او افتخار مى‏ كرد،

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ ناغاهُ فِي الْمَهْدِ ميكائيلُ، اَلسَّلامُ عَلى مَنْ نُكِثَتْ ذِمَّتُهُ،

سلام بر كسى كه در گهواره ميكائيل برايش لالايى مى‏ گفت؛ سلام بر آن كه پيمانش را شكستند؛

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ هُتِكَتْ حُرْمَتُهُ، اَلسَّلامُ عَلى مَنْ اُريقُ بِالظُّلْمِ دَمُهُ،

سلام بر كسى كه حرمتش را هتك نمودند؛ سلام بر كسى كه خونش را به ناحق و با ستمكارى ريختند،

اَلسَّلامُ عَلَى الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِراحِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمُجَرَّعِ بِكَأْساتِ الرِّماحِ،

سلام بر كسى كه با خون جراحاتش شستشو داده شد، سلام بر كسى كه از كاسه‏ هاى نيزه ها جرعه نوشيد،

اَلسَّلامُ عَلَى الْمُضامِ الْمُسْتَباحِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمَنْحُورِ فِي الْوَرى،

سلام بر كسى كه بر وى ستم كرده و ريختن خونش را حلال شمردند؛ سلام بر او كه جلو روى همه مردم سرش را از تن جدا كردند _و كسى چيزى نگفت _،

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْلُ الْقُرى.

سلام بر آن آقاى بزرگ‏زاده‏ اى كه روستانشينان (بنى‏ اسد) دفنش كردند .

اَلسَّلامُ عَلَى الْمَقْطُوعِ الْوَتينِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمُحامي بِلا مُعينٍ،

سلام بر آن كه رگ گردن مباركش بريده شد، سلام بر آن حمايتگر بى‏ ياور،

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الَّذي سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ،

سلام بر امام حسين كه نفسش بزرگوارى نمود با ريختن خون او (در راه خدا)؛

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ أَطاعَ اللَّهَ في سِرِّهِ وَعَلانِيَتِهِ،

سلام بر كسى كه خدا را در پنهان و آشكارا فرمانبردارى كرد؛

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ جَعَلَ اللَّهُ الشِّفاءَ في تُرْبَتِهِ،

سلام بر كسى كه خداوند شفا را در خاك قبرش قرار داد؛

اَلسَّلامُ عَلى مَنِ الْإِجابَةُ تَحْتَ قُبَّتِهِ، اَلسَّلامُ عَلى مَنِ الْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ.

سلام بر كسى كه اجابت و پاسخگويى خداوند به دعاها در زير گنبد شريفش حتمى است؛ سلام بر كسى كه امامان و پيشوايان اسلام از نسل او هستند .