ای هزاران جلوه از ذات اَحد یا مرتضی

ای هزاران جلوه از ذات اَحد یا مرتضی
ای هزاران ذکر الله الصمد یا مرتضی
شد درختان کاغذ و شد آب دریاها دوات
هرچه یازهرا نوشتم میشود یا مرتضی

خانه‌ی تو کوچک است اما خدا روزِ ازل
خانۀ خود را به نامت زد سند یا مرتضی
دورِ کعبه گشته‌ام چون دورِ حیدر گشته‌ام
اسم اعظم هست اصلاً تا ابد یا مرتضی

از شرابی که رساندی بر لبِ مستان بده
ما که جاماندیم از یاران مدد یا مرتضی
گریه کن بر آن غریبی که کنارِ نهر آب
دست و پا در بین آن گودال زد یا مرتضی

هرچه میگفت آب،سرنیزه به خوردش داده‌اند
رد شدن از پیکرِ او اسب ها یا مرتضی

حیدر افتاد؛ روی سجاده امیر خیبر افتاد…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

حیدر افتاد؛ روی سجاده امیر خیبر افتاد…
آقامون علی یه باره با سر افتاد؛ دوباره حسن به یاد مادر افتاد
خون به پا شد؛ فرق مرتضی علی شکست دوتا شد
زهرا تو عرش خدا صاحب عزا شد
مسجد کوفه؛ یه لحظه کربلا شد!

تو شهر کوفه، شق القمر شد…
مولای عالم بی بال و پر شد؛ علی جانم
مولا که افتاد غوغا به پا شد!
تا سجده گاه حیدر دو تا شد؛ علی جانم
بعد سی سال، توی کوچه رد خون ریخته دوباره
دیگه بازوی علی توون نداره…
واسه فاطمه‌ اش فقط دل بیقراره
توی کوچه آقامون مواظبه زینب نبینه، که سرش شکسته و دلش حزینه

نکنه بیفته باز یاد مدینه…
فزت و رب ل کعبه نواش بود؛ انگاری زهرا پیش چشاش بود
علی جانم علی جانم…
سی ساله داره میسوزه مولا؛ با روضه های پهلوی زهرا
علی جانم؛ علی جانم…
توی خونه، زینب از غم پدر هی میره از حال
میبینه عبای بابا شده پامال…
داره آماده میشه برای گودال… داد بیداد…
با لب تشنه؛ سرش رو میبریدن
تنشو رو خاک صحرا می‌کشیدن
انقده با اسب رو پیکرش دویدن
مادر رسید و بالای گودال؛ داره میبینه غوغای گودال
حسینم وای حسینم وای!
وقتی بریدن تا حنجرش رو؛ بردن به غارت انگشترش رو
حسینم وای حسینم وای!

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

نریمان پناهی