داخل خرابه از خواب بیدار شد، بهانه بابا رو گرفت. صدا زد:
أیْنَ أبِی الْحُسَین؟
گفت بابام کجاست؟
فإنّی رأیتُهُ فی المَنام مُضْطَرِباً شَدیداً
الان خواب بابام رو دیدم، همه ی خرابه بیدار شدن، خرابه مجلس روضه شد، همه شروع کردن به گریه کردن. سر رو براش آوردن. گذاشتن جلوش.
فقالت: ما هذا الرّأس؟ قالوا لَها: هذا رأسُ أبيكَ الحُسَین
گفت اين سر كیه؟ به او گفتند: سر بابات حسینه ...
فَرَفَعَتهُ مِنَ الطَّشْتِ حاضِنَةً لَه وَ هِيَ تَقول:
دستهاش کوچیکه، سر رو با احتياط از داخل طشت برداشت (می ترسه یه وقت نکنه از دستش رها بشه) سر رو به سينه چسبانيد، با گريه هاي سوزناكش شروع کرد با بابا حرف زدن:
يا أبتاه ! مَن ذا الذي خَضَّبَكَ بِدِمائِك؟
بابا جون (محاسنت خیلی زیبا بود) چه کسی اون رو به خون آغشته كرد؟
يا أبتاه! مَن ذا الذي قَطَعَ وَريدَك؟
کی رگ هاي گردنت رو بریده؟
يا أبتاه ! مَن ذا الذي أيتَمَني على صِغَرِ سِنّي ؟
بابا جون، کی منو تو خردسالي يتيمم كرد؟
يا أبتاه ! مَن بَقيٰ بَعدَكَ نَرجوه؟
بابا جون، دختر يتيم تو به چه كسي پناه ببره تا بزرگ بشه؟
يا أبتاه ! مَنْ لِلنِّساءِ الحٰاسِرات؟
بابا جون، زنان بي پوشش چه كنند؟
يا أبتاه ! مَنْ لِلأَرامِلِ المِسْبِيّات ؟
بابا جون، زنان اسير و سرگردان كجا بروند؟
يا أبتاه ! مَنْ لِلعُيونِ الْباكِيات ؟
بابا جون، چشمان گریون منو کی فداش بشه؟
يا أبتاه ! مَنْ لِلضّائِعاتِ الْغَريباتْ ؟
بابا جون، چه كسي يار و ياور غريبان و بي پناهانه؟
يا أبتاه ! مَنْ لِلشُعورِ المُنشَرات ؟
بابا جون، بعد از تو کی موهای منو شونه کنه؟
يا أبتاه ! مَن بَعدكَ ؟ واخَيبَتُنا ! يا أبتاه ! مَن بعدكَ ؟ واغُربَتَنا !
بابا جون، (ما رو تنها نزار) بعد از تو چه كسي با ماست؟ واي بر ما بعد از تو واي از غريبي!
يا أبتاه ! لَيتَني كُنْتُ الْفَدا،
بابا جون، كاش فدات مي شدم.
يا أبتاه ! لَيتَني كُنتَ قَبلَ هذا اليومِ عُمْيٰا
بابا جون، اي كاش بيش از اين نابينا مي شدم و تو رو اینطوری نمي ديدم.
يا أبتاه ! لَيتَني وَسُدَتِ الثَّرىٰ ولا أرىٰ شَيبَكَ مُخَضِّباً بِالدِّماء
بابا جون، كاش پيش از اين مرده بودم و محاسنت را آغشته به خون نمي ديدم.
ثُمّ إنّها وضَعَتْ فَمَها عَلى فَمِهُ الشَّريف , وَبَكَت بُكاءاً شديداً حتّىٰ غَشِيَ عَلَيها
سپس لب ها را بر لب هاي باباش امام حسين گذاشت و آنچنان گريه کرد كه همون لحظه بيهوش شد
فَلَمّٰا حَرَّكوهٰا , فَإذا بِهٰا قَدْ فارَقَتْ روحُهٰا الدُّنيا
و وقتي او را حركت دادند دريافتند كه از دنيا رفته است.
از کربلا تا شام بلا هر کجا نام تو را می بردم / سیلی از زجر و سنان می خوردم
منبع: المنتخب في جمع المراثي و الخطب، طريحي، ص 136-137