دل که میگیرد دوچشم تر به دادم میرسد
دل که میگیرد دوچشم تر به دادم میرسد
در زمان فقر این گوهر به دادم میرسد
وسع کم هرگز برای ما فقیران ننگ نیست
دست من خالی که باشدسربه دادم میرسد
دست بردارید مردم از سر من چون که من
دلبری دارم که او بهتر به دادم میرسد
از شب قدر تو جا ماندم که امروز آمدم
گفتهاند اینجا حسین آخر به دادم میرسد
این کریمی را که من دارم گدایی میکنم
مطمئن هستم که پشت در به دادم میرسد
*لازم نیست بیام تو خونش ..." سائل می گه دیدم فقط دستشو بیرون آورد،که کیسه های زر و داد گفت ازین به بعد اگر اذیت شدی دوباره بیا ..." وایسادم گریه کردن ..." گفت آقاجان اول اومدم خودتو ببینم ...." اما اینجا مرحوم چمنی یه گریز برا خودش میزد،گفت همچین که دست ابی عبدالله رو دید،گریه کرد گفت کم بود ببخشید،گفت نه ؛ ناراحتم این دستات ....." زیر خاک میره ..." بعد اشاره کرد آقاجان این انگشتای تو رو میبرن ...."
حیف, آقای به این خوبی کنارم باشد و
فکر این باشم یکی دیگر به دادم میرسد
من سراغ هرکسی رفتم دلم را زد شکست
غالباً این لحظه ها مادر به دادم میرسد
فاطمه مِیلش که باشد وضع برمیگردد و
مرتضی با ظرفی از کوثر به دادم میرسد
پاکها کرب و بلا رفتند و من جا مانده ام
فطرسم امروز, بال و پر به دادم میرسد
حتم دارم قبل حتّى حضرت خیرالنساء
دخترى دردانه در محشر به دادم مى رسد
خواهری دلخسته پرسیدازخودش بالای تل
این برادر زیر این خنجر به دادم میرسد؟
میبرند اینها هر آنچه روی سر دارم ولی
میرسد عباس و با معجر به دادم میرسد
زانوی محمل بلند و دامن من هم بلند
در سفر این وقتها اکبر به دادم میرسد