ساقی تشنه لبان،ای علمدار جوان
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–
ساقی تشنه لبان،ای علمدار جوان – ♫
رفتی و از غم تو، قامتم گشته کمان!
دیده بگشا و ببین، ای یل ام البنین.. – ♫
بی طرفدار و غریب، گشته شاهنشه دین
سیدی یا مظلوم یا اباعبدالله.. – ♫
روی خاکی واژگون، چهره ات غرق به خون
چشم نارت ز چه رو ، گشته از کاسه برون!! – ♫
من بمیرم که چنین، شده ای نقشِ زمین
هم شکسته سرِ تو؛ هم شدی قطع یمین – ♫
بعد تو هرچه که شد، خواهم از خواهرِ تو..
تا ببندد گِره بَر، گِره یِ معجر خود – ♫
سیدی یا مظلوم یا اباعبدالله
مشک تو پاره شده، ز کفم چاره شده! – ♫
از همین لحظه به بعد، زینب آواره شده…
چشم حیرانِ رباب ، در پی قطره ی آب – ♫
طفل شش ماهه یِ او، از عطش رفته به خواب
سیدی با مظلوم یا اباعبدالله… – ♫
آن که آمد به سَرت، با سر و دستِ کبود!!
مادرِ زخمی ما، حضرت فاطمه بود – ♫
دیدی آن ماهِ جوان، دیدی آن قد کمان
دیدی آن یاس حزین، در تب و تابِ خزان……. – ♫
سیدی با مظلوم یا اباعبدالله… – ♫
—–|●♯♩♪♫♬♬♫♪♩♯●|—–