شعر صلوات (1)
عید است و هوا شمیم جنت دارد
نام خوش مصطفی حلاوت دارد
با عطر گل محمدی و صلوات
این محفل ما عجب طراوت دارد
خواهی که پر از نور شوی وقت ممات
خواهی که به راحتی شوی رد ز صراط
هر انجمنی که می نشینی بفرست
"بر خاتم انبیا محمد صلوات"
از اولِ خلقتِ جهان و کائنات
تا آخرِ زندگی و پایانِ حیات
اندازهی ذراتِ تمامی کرات
بر حیدر و زهرا و محمّد صلوات
پیغمبر ماست بهترین راه نجات
در بردن نام اوست خیر و برکات
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
بر احمد مصطفی محمد صلوات
بر احمد محمود مؤید صلوات
بر حامل آن کتاب امجد صلوات
بر دشمن اهل بیت او لعن ابد
بر خاتم انبیا محمد صلوات
تا نام تو بردم به دلم گشت برات
نازل شده بر اهلِ ولا این برکات
گفتا که اگر طالب فیضی بفرست
بر چهره پُر نور محمد صلوات
روی زمین و آسمان ها و کرات
در بین مناجات و تمام کلمات
زیبا تر از این دعا ندیده است کسی
بر خاتم انبیاء محمد صلوات
ای احمدیان به نام احمد صلوات
هر دم به هزار ساعت از دم صلوات
از نور محمدی دلم مسرورست
پیوسته بگو تو بر محمد صلوات
حق داده به ما وعده ی خیر و حسنات
هم وعده ی جنات سراسر نعمات
خواهی که شود نصیب تو این برکات
بر خاتم انبیا محمد صلوات